#بت_پرست_پارت_206


نیما:بکشیدشون... اگه نکشیدشون اومدن خونه خودم سرشونو می زنم... بکشیدشون...

بهاری:چرت نگو نیما... در عوض این که ولشون کنم می خوام...

نیما پرید وسط حرفش:نه جناب بهاری...بکشیدشون... ولشون کنی دیگه کسی ازتون حساب نمی بره ها...

بهاری:دخترامو می خوام... در عوض اینا...

نیما:کدوما؟... من که دقیق نمی بینم... بعدش هم مگه دخترای شما دست منن...

بهاری با عصبانیت گفت:دخترای من اینجا نیستن... این یعنی...

نیما پرید وسط حرفش:دخترای امروزی اند دیگه... تا دو دقیقه چشم ازشون برداری می رن پی رفیق بازی و خرید و این چیزا بد دوره ای شده جناب بهاری... بد دوره ای...

نیما چرا چرت و پرت می گفت نمی دونم...برگشتم به محمد نگاه کردم که دیدم نیشش بازه... یهو بهاری داد زد:منو مسخره کردی... در حدی هستی که با من شوخی کنی... ؟؟

نیما:نه به جان جناب بهاری بزرگ...من...

بهاری:بس کن نیما... شرایطتو بگو تمومش کن... من که باختم تو نمک نریز...

نیما:شرایط چی رو؟...

بهاری:دخترامو... دخترامو می خوام...


romangram.com | @romangram_com