#بت_پرست_پارت_195

بهاری تقریبا با صدای بلندی گفت:این فلشه چیه؟...

-چیز خاصی نیست... می تونین ببینین...

بهاری: بابک سریع یه لپ تاپ به درد نخور بیار اینجا... زود باش...

بابک سه سوت با یه لپ تاپ وایو اومد فلشو از روی میز زد به کامپیوتر و بعد از چند ثانیه بابک گفت:یه پوشه آهنگه... همین... هیچ ویروسی هم نداره... فایل مخفی هیچی... فقط آهنگه...

-چند تا کلیپ ویدئو هم باید باشه... جدید از پی ام سی ضبط کردم.... نیست؟... حتما نیما پاک کرده...

بهاری سرشو کلافه تکون داد و گفت:مهندس معین نوبت شماست...

یه کیف پول... سوییچ... موبایل... همین!...بهاری تابلو بود عصبانی می زد... که یه مرده اومد تو...

مرده:آقا یکی وارد شده ولی کسی خارج نشده... هر کی هست هنوز تو ساختمونه... به اتاق شخصی شما هم رفته...کل تنظیمات کامپیوترا بهم ریخته... دوربینا از بین رفته... کار یه نفر نمی تونه باشه...

با تعجب به نوشین گفتم:نمی دونی کار کیه؟...

یه مرده اومد کپی نوشین... کت و شلوار و کروات ... یه چیز خوبی بود... اومد کنار بهاری وایساد...

بهاری:توکلی چی شده؟... مگه قرار نبود همه چی کنترل شده باشه... کسی که طوریش نشده...

یهو بابک قبل از اینکه توکلی جواب بده بایه دختره اومد تو دختره رو پرت کرد جلو بهاری و گفت:کار همینه...کار خوده عوضیشه..

با لگد زد به پهلو دختره که از درد زوزه کشید... بهاری زانو زد جلو دختره و گفت:آره بیتا؟... آخه چرا؟...

romangram.com | @romangram_com