#بت_پرست_پارت_124


نوشین سرشون تکون دادو اونا هم نشستن... نوشین:اتاق شما کجاست؟...

سیامک:کنارتون...

نوشین:خوبه...

سیامک:مهمونای خارجیمون...

نوشین پرید وسط حرفش:فقط خانم...

سیامک سرشو به معنی فهمیدن تکون داد...

که یهو ناصر گفت:اون که محتشمه...

برگشتمو به محسن و یلدا و مادرش نگاه کردم... نوشین سری تکون داد...تابلو بود جا خورده...

شروع کرد شماره کرد اس ام اس دادن...خانواده شماره یک به جز رویا تو هتلن....

پس رویا دختر عموی محمد بود... دختر قاتل مادر من...

کمی بعد از نیما جواب اومد:تفریحی اومدن...

نوشین رو کرد به سیامک و گفت:حواست بهشون باشه... تفریحی اومدن...


romangram.com | @romangram_com