#بغض_غزل_پارت_240
گوشی رو جواب داد:
-بله بفرمایید.
-سلام.
-علیک سلام.بفرمایید.
-حال شما خوبه؟
-ممنون،ببخشید جناب عالی؟
-نشناختیم؟غزلم دیگه.
-غزل تویی ؟!
-آره چرا تعجب می کنی ؟
-تو کجایی؟این جا همه نگران تو هستن.
متوجه نبودم چی میگه،فکر کردم شاید کسی کنارش باشه و نتونه حرف بزنه به همین خاطر گفتم:
-من بعد باهات تماس می گیرم.
-نه نه، تو رو خدا بگو کجایی؟مامانت داره دیوونه میشه،تورو خدا قطع نکن.
تعجب کرده بودم و پرسیدم:آقا آرمان شما حالتون خوبه؟
-من آرمان نیستم!
تمام تنم یخ کرد، بریده بریده گفتم: پس کی هستی ؟
-موبایل آرمان دست منه، من آرش هستم.
نفهمیدم چه شد که سریع گوشی رو قطع کردم،سرم درد گرفته بود،ترس از اینکه همه چیز رو خراب کرده باشم
داشت روانی ام می کرد،زدم زیر گریه و تا جون داشتم گریه کردم،نمی دونم چقدر گذشته بود اما دیگر آرام شده
romangram.com | @romangram_com