#بغض_غزل_پارت_232


_به خاطر من؟

_آره.

_آخه براي چی؟

_نمی دونم شاید به خاطر این که تو بیشتر از هر کسی تو دنیا سهیل رو دوست داري.

_کی گفته؟

_یعنی اینطور نیست؟

_من خیلی ها رو دوست دارم اما خب سهیل برام خیلی عزیزه.

_منظور من هم همین بود.

_خب چرا بهش حسودي می کنید مگه موضوع خیلی خاصیه؟

_یه سري مسائل رو شما دخترا نمی فهمید الان هم تمومش کن دوست ندارم در این مورد صحبتی کنیم.

براي احترام به او سکوت کردم ولی فکر این که منظورش از این حرفها چه بود، بدجوري اعصابم رو خورد می کرد که

آرمان از فکر بیرون آوردم و گفت:

_این موضوع تنها یه دلیل می تونه داشته باشه.

با تعجب پرسیدم: چی داري می گی؟

_منظورم مشکل توست.

_یعنی چی یه دلیل می تونه داشته باشه؟

_یعنی اینکه وقتی خودت خبر نداري، کسی هم تو رو تهدید نکرده و تو هم به خودت اطمینان داري، یه راه می مونه.

_چه راهی؟

_اینکه تورو بیهوشت کرده باشن.


romangram.com | @romangram_com