#بغض_غزل_پارت_205

و نگرانت شده، مامانت می گفت که خواهرت از روزي که این ماجرا رو شنیده از خونه بیرون نرفته، میگه انگار دیوونه

شده و هیچ کس رو نمی خواد ببینه، می گه حتی نامزدش رو هم حاضر نیست ببینه، می گه مدام نماز می خونه و برات

دعا می کنه، خب اینا همش نشونه اینه که اونا دوستت دارن، تازه باباتو دیدي که اون طور عصبانی شده بود، حق

داشت، خب مرد همین طوریه، غرور و غریتش باعث میشه که اون طور حرف بزنه، الان هیچ کس بیش از پدرت

ناراحت و غمگین نیست. اگر پدرت دوستت نداشت خوب نسبت به تو غیرتی هم نداشت. اگر پدرت عصبانی شده به

خاطر غیرتیه که براي تو داره، به خاطر عشقیه که بتو داره، هیچ وقت این طور فکر نکن که اونا تو رو دوستت ندارن .

_شاید تو درست بگی.

_حتما من درست میگم.

_اما اگه این طوره پس چرا منو از خونه بیرون کرد؟

_پدرت اون موقع عصبانی بود ،متوجه نبود چی میگه.

_نه پرستو،سعی نکن بی خودي آرومم کنی من الان نوزده سالمه،خوب متوجه ام که اطرافم چه خبره ،می گی دوستم

دارن ،درست،اما اینکه از خونه بیرونم کرده یه واقعیه،یعنی این حق رو بهش می دم.الان هیچ کس حرف منو باور نمی

کنه،من حتی خودم هم نمی تونم باور کنم بدون دلیل باردار شدم چی برسه به دیگران اما الان دیگه هیچ فرقی نمی

کنه.مهم اینه که من الان توي خونواده و توي اون خونه جایی ندارم ،باور نمی کنم ولی کاریه که شده الان دیگه من

تنهام پرستو،تنهاي تنها،هیچ کس رو ندارم،من دیگه به اون خونه برنمی گردم ،هیچ وقت،نمی تونم باور کنم که همه

اون خوشی ها تموم شده ،تا حالا هیچ وقت کسی کمتر از گل بهم نگفته بود ولی آخه چرا به این روز افتادم؟آخه

چرا؟خودم هم نمی دونم پرستو،جوابم رو خودم هم نمی دونم ،دلم گرفته، دلم می خواد گریه کنم ولی دیگه حتی

گریه هم آرومم نمی کنه،گناه من چیه پرستو؟گناه من چیه؟ اي خدا،تنها تو رو توي این دنیا دارم،جز خودت هم هیچ

کس نمی تونه درستش کنه،پرستو جاي من نیستی تا بفهمی که چی می گم؟دلم تنگه براي خونمون ،براي خنده و

صحبت هاي بچه ها ،دوست دارم بخندم ولی آخه به چه امیدي؟کی با من این کا رو کرده؟کی تونسته این کا رو با من

romangram.com | @romangram_com