#بغض_غزل_پارت_195
که صبر
راه درازي به مرگ پیوسته است!
تو آرزوي بلندي و دست من کوتاه
تو در دوست امیدي و
پاي من خسته است.
همه وجود تو مهر است و
جان من محروم
چراغ چشم تو سبز است و
راه من بسته است.
امروز دلم گرفته، از چی؟ نمی دونم! شاید شعر کمی از درد دلم بکاهد اما باز نمی دانم.
پاییز را دوست دارم چون فصل ریزش باران است، عشق را دوست دارم چون دلیل ریزش اشک است اما کاش دلیل
دوست داشتن تو را میفهمیدم!
سلمان هراتی خیلی قشنگ گفته:
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده و جرأت فردا شدن نداشت
چون عقده اي به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سر واشدن نداشت
امروز به غیر از دل، زندگیم هم گرفته، یعنی دل زندگیم هم پر، انگار پایان همه چیزه، همه با من قهر هستند، تنهام
این تنهایی سزاي چیست؟ سزاي عشق به تو یا سزاي عشق تو به او؟! هر چی هست میدانم که دلم گرفته، آخ که
نمیدانی چقدر حالت خفقان دارم دوست دارم فریاد بزنم اما نمیشه، کاش بودي و با نفس هات آرامم میکردي! کاش
romangram.com | @romangram_com