#بغض_غزل_پارت_184
-تمومش نمیکنم، اگر همین الان جریان رو برام تعریف نکنی مجبور میشم پرستار رو صدا کنم.
-صدا کنی که منو بیشتر از این خرد کنی؟ آره؟
-داد نزن.
-همین که تا الان باهات آروم صحبت کردم خیلیه!
-آخه واسه چی؟ جریان عمل و خونریزي و همسر چیه؟ یه چیزي بگو دیگه؟
-خیلی دوست داري بدونی بهت میگم، هر جند که به مامان قول دادم هیچی بهت نگم ولی حداقل خودم رو آروم
میکنم.
-مامان با من، تو بگو.
-قبل از اینکه بهت بگم، چند تا سؤال ازت میپرسم، جوابش رو درست بهم بده. باشه؟
-باشه، بپرس.
-تو مامان و بابا رو دوست داري؟
-خب آره واسه چی این سؤال رو میپرسی؟
-فقط بگو آره یا نه، من و عسل رو چطور؟
-آره.
-مطمئنی دروغ نمیگی؟
-صد در صد، این حرفا چیه؟
-توي این خونواده کمبودي داشتی؟
-یعنی چی؟
-آره یا نه؟
romangram.com | @romangram_com