#بغض_غزل_پارت_153
بذارم یعنی عقلم نرسید که واست چی بگیرم.این نوار کاست رو گوش کنی متوجه همه چیز میشی.من این نوار رو
خیلی دوست دارم میدونم که تو هم خوشت میاد ولی اون حلقه هرچند که خیلی ظریفه اما حلقه اي هست که
میخواستم به عنوان نشون دست عسل بندازم اما قسمت نشد،مراقبش باش اگه گم بشه میکشمت اخه یادگار
مادرمه،این حلقه ي ازدواج مادرمه که تا الان نگهش داشتم و خواستم بعد از این تو امنت دار یادگار مادرم باشی مثل
همیشه دوستت دارم بینهایت با صداقت تا قیامت
» دوستدارت سهیل «
تحت تاثیر نوشته ي سهیل گریه کرده بودم،کادو را باز کردم،یک نوار کاست و یک حلقه ي ظریف بود.انداختم به
انگشتم و اشکهایم را پاك کردم و پایین رفتم نوار رو به نیما دادم و گفتم:
-نیما این رو بذار.
-چی هست؟
-نمیدونم ولی قشنگه.
-اگه نمیدونی از کجا میدونی قشنگه؟!
-تو بذار کاریت نباشه.
جمع ساکت بود و همه منتظر بودند ببینن چه نواري و چه هنگیه که مریم گفت:
-غزل شاد باشه ها.
-نمی دونم به خدا یادم نیست چیه.
کرد همه منتظر بودند که ناگهان تمام موهاي تنم سیخ شد،صدا بدون اهنگ و pl ay نیما نوار رو داخل ضبط گذاشت و
موسیقی دکلمه کرد:
امروز از تو دورم،دور تر از دور امروز بی تو تنهام،تنها تر از تنها،امروز از تو دلسرد،امروز از تو دلتنگ،اه که چه امد
بر سر من اه که چه ها شد بر دل من
romangram.com | @romangram_com