#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_93
ـ من عاشقتم عزيزم.
مهديس ـ ترانه اين بچه ی كيه؟
ـ بچه يكي از كارگرا که تو حياطه، ببين چه نازه.
بي احساس نگاش كرد و بي تفاوت از كنارم گذشت. نه بابا، اينم به عمه خانوم رفته. كنار خاتون نشستم و تازه متوجه نسترن شدم. روبوسي و حال و احوال كه تموم شد تازه خاتون تونست چشم بگيره از اين عروس آرزوهاش و بگه.
خاتون ـ مادر اين بچه ی كيه؟
ـ بچه يكي از كارگرا، ببينين چه نازه.
خاتون ـ آره مادر، خدا حفظش كنه.
مهشيد ـ ترانه نگفته بودي انقده بچه دوستي.
يه لبخند شاد خواست رو لبم جون بگيره كه تيره شدن نگاه خاتون زهرش كرد. خاتونم بي خيال. من دو ساله كنار اومدم، تو هم كنار بيا. با آرزوي بر باد رفته ی ترانت كنار بيا. خاتونم تموم شد، من حالاشم خوشم.
لبخند لاجون، با اصرار رو لبم پافشاري كرد. گفتم:
ـ بچه ها همه عشقن.
نسترن ـ بچه ها همه عزيز دلن، منم عاشقشونم.
خاتون دم گوشم گفت:
ـ ماشاا... به سر تا پاش. الهي بگردم، چه نازه.
خاتون با صداي غمناك تعريف نمي كنن از عروس آرزو. خاتونم قرار شد بي خيالي طي كني. به خاطر من بي خيالي طي كن.
ـ دوسش دارين؟
خاتون ـ اگه اين پسره دوباره دبه نكنه چرا كه نه؟ چي ديگه از خدا مي خوام مگه؟
با اون لاجوني خنديدم. براي دل تو خنديدم خاتونم. تو هم بخند براي دل من. نگام رو صورت رنگ پريده گلرخ جون موند و رد نگاشو دنبال كرده رسيد به ... يا قمر بني هاشم، اين چرا اين جوريه؟ يعني هميشه اين جوريه؛ ولي حالا ديگه چرا اين جوريه؟ مهسا كوبيد تو صورتش و رنگ عمه فريبا پشت بند اين ضربه شد زردچوبه و خاتون سكته رد كرده به اين نمونه نادر خيره موند و سبزي هاي تو دستش توي روفرشي ول شد. خميازه كش و چشم بسته از پشت سرم رد شد و يكي كوبوند پشت سرم و گفت:
romangram.com | @romangram_com