#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_587


ـ من سنگيني نگاه ترانمو خوب حس مي كنم.

دستام دور گردنش حلقه، سرم تو گودي گردنش فرو رفته، نفسام از بغض خوشي لرزيده، دلم آروم اين همه عشقش شده گفتم:

ـ عاشقتم.

دستاش دور كمرم حلقه و امنيت آغوشش لمس شدني تر از هميشه. مرد من، كامل كننده من، من با تو به اوج خوشي رسيدم.


همين كه تو چشماي من زل زدي، نگاهت پناهه دل خستمه

همين كه دنيا بهم رو كنه، همين كه كنار مني بسمه.

***

به گلبرگاي پرپر روي تخت و خودم تو آيینه نگاه كرده، حضور پر عشقشو كنارم حس كرده، گرمي دستاشو رو بازوهاي لختم تو اون لباس دكلته با عشق لمس كرده، شنيدم صداشو.

ـ رمانتيك تر از اين بلد نبودم.

ـ باورت شده اولين بارمونه؟

ـ باورم شده امشب هم زنم عاشقمه، هم من عاشقشم.

دستامو پر ناز دور گردنش انداخته، سرشو پايين تر آورده، خيره به اون همه خواستن نگاش گفتم:

ـ تا ابد، تا وقتي اين نفسا مياد و ميره، مطمئن باش همه اميدم بعد خدا تويي.

سرمو به سينش گرفته، لباي داغشو به كنار شقيقم چسبونده، دلمو بي تاب تر از هميشه كرده، سرم عقب كشيده شده، لباشو با لبام مزه كرده، صداي زيپ لباسمو شنيدم.


واسه من فقط بودنت كافيه ، كه هستي كنارم قدم مي زني

بهم حس دلدادگي ميدي، داري لحظه هامو رقم مي زني



romangram.com | @romangram_com