#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_556


ـ ترانه هیچ وقت شد پشیمون بشی؟

ـ این سوالتو بذارم پای چی؟

ـ ترانه من اشتباه کردم؟

ـ چی میگی واسه خودت؟

ـ هیچ وقت شد ته دلت حس کنی واسه شوهرت کمی؟

ـ مهسا به زبون آدمیزاد حرف بزن.

ـ این بار می خوام به زبون خودم حرف بزنم. من آدم، من قسم خورده به عشق شادمهر، حس می کنم اشتباه کردم.

ـ دیوونه شدی؟ شادمهر که امشب تا تونست ناز کشید از تو، بعیده ازش بد قلقی کردن.

ـ تومون خودمونو کشته، بیرونمون مردمو.

ـ مهسا چه کرده این از برادر بیشتر حق برادری به جا آورده؟

ـ برادریش دیوونه می کنه مردمو و کاش من خراب برادر بودناش نمی شدم.

ـ مهسا!

ـ شک که بخوای بکنی، فرقی نداره با یه شماره چند وقته رو گوشی شوهرت افتاده باشه یا با دیر اومدنای شبای شوهرت تو خونه و سیریش و لب به غذای با عشق واسش پخته شده نزنه.

ـ شک؟ به کی؟ تو مرام شادمهر نارو زدن نیست.

ـ نارو نزده، غلط می کنه اونی که بگه شادمهرم نارو می زنه. آقاست، آب تو دلم تکون نمی خوره از اون همه هوامو داشتن؛ ولی من که می دونستم با عشق شوهرم نشد، من که می دونم دل نداده بهم، وظیفه می دونه واسه خودش خوبی بهمو. ترانه کاش این همه کم نبودم.

ـ کی گفته تو کمی؟

ـ ترانه کاش دختره این همه خوب نبود، ترانه کاش این همه خانوم نبود، کاش این همه از من سر نبود.

ـ کدوم دختره؟

romangram.com | @romangram_com