#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_510
آراس - سایه دیر بجنبی رفته.
سایه - چی میگی تو؟
آراس - اگه دوسش داری اشتباه منو نکن، دل دل نکن.
سایه میزو مثل اون امیر ترک کرده نگاه منو به ظرفای نشسته کشوند و آراس رو خندونده و گفت:
- نترس، کمکت می کنم.
- این دو تا لنگه همن، جفتشون بی شعورن.
آراس - عاشقن بابا، تو که خوب درکشون می کنی.
- ولی خدایی فارسیت خیلی خوبه. لهجه رو داری، ولی خیلی خوب حرف می زنی.
خنده اون و نگاه من مات اون همه غم چشماش، تو که از ما عاشق تری.
اگه عاشقت نبودم پا نمی داد این ترانه
***
نگام رو چمدون امیر و نگاش به واحد سایه در نوسان بود و گفتم:
- حالا نمی شد یه کم بیشتر فکر کنی؟
- من سایه رو می خوام نه غرورشو. اگه اون سایه رو دیدی بگو پرواز من تا سه ساعت دیگه س.
romangram.com | @romangram_com