#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_505
- اینو نمی دونم، ولی می دونم عوض شدی. تو بیشتر منطقی عمل می کردی تا احساسی.
- آراس رو مخمه.
- اون پسر جز خوبی مگه چی کرده؟
- طرف من باش دیگه!
- می خوای چی کار کنی؟
- نمی دونم، شاید تا آخر اون هفته برگردم.
- چقدر راحت می خوای جا بزنی.
- می خوام فکر کنم، میخوام فکر کنه. ما عین جوونای بیست ساله رام هم شدیم.
- همه ی قشنگی عشق به یهویی بودنشه.
بی خیال من با همون گوشی درگیر تو دستش راه واحدشو گرفت، تو نیمه راه زد رو استپ و گفت:
- من دلم عشق یهویی اونو می خواد. اون سرد شده ترانه، اون سایه سه سال پیش نیست که غرورشو گذاشت کف دستش و گفت می خوادم! من تو این سه سال هر دختری رو که دیدم با اون سایه پر دل و جربزه بی غرور مقایسه کردم و هر بار بیشتر دلم سرید واسه اون سایه. من با این سایه امروز غریبم، من سایه ای رو می خوام که یه بار دیگه به جا نیش و کنایه بگه می خوادم.
لبخد رفته رفته رو لبم جا افتاد و اونم به راه افتاد.
اگه عاشقت نبودم، پا نمی داد این ترانه
***
romangram.com | @romangram_com