#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_504
اگه عاشقت نبودم، پا نمي داد اين ترانه.
***
کنار امیر روی اون پله های سنگی نشسته، به حرکت بازی انگشتاش با اون آیفون مشکی تو دستش خیره شده و گفتم:
- چته؟
بی نگاه بهم گفت:
- به نظرت من املم؟
شونشو تو پنجه فشرده، از انفجار خندم جلوگیری کرده و گفتم:
- بی خیال پسر!
- اگه دلت می خواد بخندی، بخند.
خندم تو دل لابی پیچید و خنده ی اونم درآورد.
- حس می کنم خیلی احمقانه به یه دختر لوس و زيادی آزاد دل بستم.
- اُه اُه، مواظب حرف زدنت باش! اون دختر یکی از رفیق فابریکای منه که خیلی هم واسم عزیزه.
- فکر می کنم از اون عشق سه سال پیشش هیچی نمونده.
- حس نمی کنی یه کم خودخواهی؟ به نظرت سایه هیچ وقت می تونه توهینی که تو بهش کردی رو فراموش کنه؟ یادت نره که سایه کیه، سایه کم کسی نیست، همین حالاش هم کم کشته مرده نداره.
- مگه من چی گفتم؟ خوش ندارم کسی که این چند وقته همه ی فکر و ذکرم شده این قدر راحت با یه پسر اجنبی رفت و آمد کنه، حرف بدی می زنم؟
romangram.com | @romangram_com