#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_444


يه گمشو زير لبي و غرق شدنش تو فكر.

- سايه بهش بگو اگه مي خواد من مي تونم نگهش دارما! نه كه بيكارم.

كوبيده شدن كيف سايه تو صورتم و نيش باز شدم.

- من ميگم تو نبايد اين قدر رو نقطه ضعفت كليد كني! دِ من به فداي تو، يه بچه ارزش اين همه ذوق رو داره؟

- داره، واسه مني كه جونم با يه خنده ی بچه ها ميره خيلي ارزش داره.

- ترانه تو نبايد اين قدر زود وا بدي.

- وا رو واسه چي بدم؟ فقط بغلش كردم.

- مي ترسم از روزي كه وابسته بشي.

- يعني ميگي به ياروئه كه من از بچش مراقبت كنم؟ اصلا مامان بچه كجاست؟

- وقتي بچه رو زاييده گورشو گم كرده.

- نه بابا! چطور دلش اومده؟

- ولي قرار نيست تو به اون بچه نزديك بشي.

- سايه جون ترانه!

- بگو جون امير، محاله!

- سايه؟

- خر نميشم.

من كه مي دونم خر شدن تو مرامته!



romangram.com | @romangram_com