#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_376


ـ تو مي ميري اون حلقه بي صاحابتو دستت كني؟ هان؟

داد "هان" و من اين بار زانوهامو بيشتر بغل كرده. عصبي يه ور مبل نشسته، دستشو به موهاش بند كرده، یهو خودشو كشيد طرف من و من دست جلو صورتم گرفته گفتم:

ـ غلط كردم، تو رو خدا نزن.

مكثش و من كشيده شده تو بغلش. سرم رو سينش فشرده و هق هقم تو سينش خفه. لباش به موهام چسبيده، كنار گوشم با اون ولوم من عاشق گفت:

ـ تو فقط مال مني؛ فقط مال من، تا ابد. مي ميرم اگه يه روزي مال يكي ديگه بشي، تو فقط مال مني، زن مني، تا هميشه فقط زن من.

كاش يه بار فقط از رو حرف مي گفتي "فقط عشق من"، كاش فقط يه بار.





***

لبخند يه وريمو دادم به صورت مهساي نازتر از هميشه شده. بغلم كرده، كنار گوشم گفت:

ـ مواظب خودت باش اين چند وقته.

ـ سفر قندهار كه نميري، يه چند هفته ماه عسله. خوش بگذره.

نگاشو پر عشق داده به شادمهر گفت:

ـ من هميشه با شادمهر خوشم.

خنديدم و شادمهر منو بغل كرده، كنار گوشم گفت:

ـ تو اين چند ماهي كه پيشت نيستم، حسابي مواظب باش.

ـ چي؟ چند ماه؟ سال عسل كه نميري، ماه عسله.

خنديده، نگاشو مرموز به آقابزرگ دوخته گفت:

romangram.com | @romangram_com