#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_372
ـ پس فقط چون فرق داشتم شدم انتخابت؟ يا چون پول داشتم؟
دستاش محكم تر شده، نفساش گرم تر شده، صداش منو عاشق تر كرده گفت:
ـ كنايه زني نداشتيم.
كمي سكوت و دوباره ولوم من عاشق.
ـ ترانه؟
تو اون نور كم سالن، تو اون جشن تولد سايه، تو بغل شوهرم، با اون نگاه خيرش، لباش لبامو ميون خودش كشيده، دستم تو موهاش بند شده، بي خيالي واسه اطرافمون طي كرده، دستش رو كمرم بالا پايين رفته، لبامو پر اشتياق تر از هميشه بوسيده كه نه خورده، دلم از اين همه هيجان پوكيده، باز من موندم و اون. من و اون.
***
ـ سوالم جواب نداشت؟
به صورت شش تيغ شدش نگاه انداخته، اومدم يه چي بگم كه صداي حسام نگامو به خودش كشيد.
حسام ـ عزيزم برقصيم؟
دستم كشيده، پشت سرش راه افتادم و ميون جمعيت سرخوش وسط سالن، چرخ خورده تو بغلش گفتم:
ـ ولم كن حسام، نمي خوام برقصم.
ـ مي خواي با اون مرتيكه حرف بزني؟
ـ حسام ولم كن.
ـ كه بري پيش اون عوضي بي ناموس؟
ـ حسام.
romangram.com | @romangram_com