#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_369
ـ تنها مرد مهموني شمايين؟
ـ چي؟
ـ بر فرض تنها جنس ذكور اين مهموني هم مي بودين من با شما نمي رقصيدم.
اون هم انعكاس نيشخندمو به خودم داده، سرشو به صورتم نزديك كرده، نگاشو تو صوورتم چرخونده، تو چشام قفل كرده گفت:
ـ من عاشق دختراي سرتقم.
ـ باش تا صبح دولتت بدمد.
از كنارش گذشته، سنگيني نگاه سنگين حسامو يدك كش كرده، رو صندلي خالي كنار نسترن نشسته گفتم:
ـ ديدي يارو رو؟
ـ آره تن لش، حالا كيم بود؟
ـ بتركي با اين دروغات.
ـ فكر كن بياد جلو بگه چطوري دخترعمه؟ يعني ديگه خونش پا خودشه. فرهاد همين جور نزده، واسه من هيپاپ ميره.
ـ تو و مهسا با اين شوهر كردنتون ديگه آخرشين.
ـ مگه چشونه پسرا به اين ماهي؟
ـ اينا ماهي نيستن، كوسه ان.
ـ كوفت. اون خانوم و آقائه كه هي ميري پيششون كين؟
ـ عزيزاي دلم.
ـ كوفت، درست جواب بده.
ـ مادرشوهر و پدرشوهرم.
romangram.com | @romangram_com