#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_361


***

كنارم جلو تلويزيون لم داده، دست دور شونم انداخته گفت:

ـ خانوم ما چطوره؟

ـ خانومتون و دخترتون خوبن.

ـ خوشم مياد با بچت تباني كردي شد دختر.

ـ دختر دوست نداري؟

ـ دختر نفس باباست؛ مخصوصا دخمل من.

خم شده شكممو بوسيده، واسه نفس مامان عشق تراوش كرده گفت:

ـ اذيت نمی كنه دختر مامان، مامانو؟

ـ به باباش رفته، اذيت تو خونشه.

ـ داشتيم ترانه خانوم؟

ـ دارا ميشيم آقاي من.

سرش تو گودي گردنم فرو رفته، پوست گردنم ميون لباش گير افتاده، نبضم بيشتر شدت گرفته، يه مك محكم به گردنم زده، يه نفس عميق تو گردنم كشيده، با اون صداي ولوم پايين من عاشق گفت:

ـ وقتي ميگي آقاي من، بايد پا عواقبش هم وايسي.

خنديده، هولش داده گفتم:

ـ نكن، گردنم كبود شد.

باز يه نفس عميق كشيده، با همون مدل من عاشق گفت:

ـ اينا عواقب آقاي من عشوه دار خانوممه.

romangram.com | @romangram_com