#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_346


ـ چيه باز؟ تو كار و زندگي نداري؟

لبخند رو صورت شادمهر نقاشي شد و من باز هم دلم گرفت از اون همه عشق مهسا به شادمهر فكر منفعت.

ـ مهسا يه سوال دارم، راست و حسيني جواب ميدي، باشه؟

ـ اوكي، بپرس.

لحن جديم و مهساي جدي شده.

ـ می دوني شادمهر دختر بازه؟

ـ مي دونم، بوده، ديگه قرار نيست باشه، قول داده.

ـ مي دوني شادمهر بس كه مشروب مي خوره كبدش داره مي پكه؟

ـ مي دونم. كمش مي كنه، تمومش مي كنه.

ـ مي دوني شادمهر تو زندگي هيشكي رو قد شادي دوست نداره؟

ـ چرا، تو رو هم دوست داره.

ـ مي دوني همه غلطي تو زندگيش كرده؟

ـ مي دونم؛ ولي تمومش مي كنه، منم همه ی كارام درست نبوده.

ـ مي دوني عاشقت نيست؟

ـ مي دونم؛ حداقل يه كوچولو دوسم داره. نداشت هم مهم نيست، من اون قدر عشق تو زندگيمون مي ريزم كه جای دو تامون بس باشه.

ـ مهسا خري.

ـ مي دونم.

ـ مهسا گوساله دنيا اومدي، گاو از اين دنيا ميري.

romangram.com | @romangram_com