#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_342
- تو اين جا چه غلطي مي كني؟
- واسه ديدن زنم نياز به غلط كردن ندارم.
- گورتو گم كن تا ندادم حراست بياد جمعت كنه.
- اينو تو مخت فرو كن، ترانه زن منه! حراست مسخرت مي كنه.
- ترانه ديگه قرار نيست زن تو باشه.
- تو اين دو سال كجا بودي كه حالا واسه من سنگشو به سينه مي زني؟ ترانه دو سال تو دوري همتون سوخت، اون وقت حالا واسه من هزار تا وكيل وصي پيدا كرده.
- با زبون خوش برو از اين جا. ترانه اون قدر ازت متنفر هست كه ديگه نخواد حتي صداتو بشنوه.
قطره ی اشكم رو گونم چكيد و اون دست آشناي من باهاش آشنا رو صورتم نشست و قطره اشكو پاك كرد.
كنار گوشم صداي بغض دارش شنيده شد.
- جان دلم؟ تو غصه نخور من ميرم.
صداي تق در و من بغضم شكسته؛ صداي تق در و بوي اوفرياي رو تن اون همه بغض مردونه نبوده؛ تق در و رفتن اون همه بغض مردونه.
اين جا تو اين قطب سكوت كابوس طولاني تره.
***
از كنارش بي خيال گذشتم. مچ دستمو باز گير انداخت و كنار گوشم گفت:
- واسه من ناز و غمزه نيا. حركت بعديم مي مونه پا خودت خانوم خوشگله!
مچمو از دستش كشيدم، ابرو واسش تو هم كشيدم و تو صورتش براق شده، گفتم:
romangram.com | @romangram_com