#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_340
كنارش نشسته و گفتم:
- بهش فرصت بده. قبولت داره، ولي زمان مي خواد.
- من كه بي نسترن دق مي كنم. يه روز نباشه من چطور روزمو شب كنم؟ چند شبه واسه خاطر نبودنش كنارم يه خواب راحت نداشتم.
خنده ول داده، مشتمو حواله بازوش كردم و گفتم:
- بي حيا نشو ديگه!
اونم خسته خنديد.
خيره نگاش كردم و گفتم:
- خيلي دوسش داري؟
- دوسش ندارم، عاشقشم! نسترن واسه من عوضي خيلي زياده، خيلي زياد.
- هيچ وقت در مورد نگار اين جوري حرف نزدي.
- نگار بي لياقت بود.
- من چند روزه تو خيالم تو رو هم بي لياقت كردم عمو جون.
- عمو به قربون اين موش كوچولوش، همه ی مردا يه جور نيستن ترانه.
- چرا همه اصرار دارن مرد منو كم بدونن؟
- مرد گذشته ی تو ترانه! ديگه رفته، اون كثافت رفته!
- مشكلت با اوني كه هيچ وقت جز تو دادگاه و بيمارستان نديديش چيه؟
- مشكل من توی بچه بودي. تويي كه يه پا وايسادي يا اون يا هيچ كس؛ تويي كه هممونو دادي فداي اون پسره ی تن لش.
- همه صفتاتون هيچ مدله به اون نمي خوره، خودتونم خوب مي دونين.
romangram.com | @romangram_com