#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_337


دستم رو دستش لغزیده، نگامو دوختم به قطره اشکای چکیده تو دل بالش.

- فرصت بده بذار توضیحشو بده. توضیح نداده ردش کنی یه عمر خودت مثل من پشیمونی. منِ این جا نشسته بدتر الان تو رو تجربه کردم. من هر شب کنار حس ششمم هزار تا مدرک حی و حاضر کنار شکم داشتم. نسترن من نذاشتم هیچ وقت توضیح بده. یه مدت خریت خرج دادم به اسم نجیبی و هیچی نگفتم. اون آخریا هم پام تو یه کفش طلاق گرفتم. بعضی وقتا به خودم میگم شاید حرفاش حتی با دروغ واسه من شیرینی داشت؛ حتی اگه همه دنیا ردش می کردن، ولی اون با قاطعیت از خودش دفاع می کرد و اون جور ساکت اون آخریا فقط لبخند تلخ نمی زد الان وضعم خیلی فرق داشت. حتی اگه بازم ازش جدا می شدم حداقل وقتی یادش می افتادم دلم گرم شجاعت حرف زدنش می شد. نسترن من بدتر از دیشب تو رو تجربه کردم. من یه سال هر شب با بوی یه عطر زنونه قاطی عطر تن شوهرم خوابیدم و ازش توضیح نخواستم. روز آخر قبل از امضای اون برگه طلاق بغلم کرد و کنار گوشم گفت: "کاش جای بغض حرف زده بودی." می بینی نسترن، حتی اونم فهمید که من بی توضیح به اون درجه رسیدم که حاضر شدم عشقمو فدای جدایی کنم. نسترن مثل من نشو! مثل من شدن درد داره؛ مثل من شدن یه عمر پشیمونی داره، شک داره. به خودت، به اون باورت که چطور پسش زدی. اینا نصیحت نیست فقط یه حرف دوستانه اس. یه پیشنهاد که یه روزی برنگردی به خودت بگی چرا ازش گذشتم.

سرعت قطره اشکاش بیشتر شد و گفت:

- حالا نه! نمی دونم قراره برخوردم باهاش چطور باشه، ولی ترانه حالا نه، نه حالایی که دل چرکینم ازش.

- خیالت راحت، آقابزرگ واسه عروسش یه اتاق خوب تو خونش رو به راه کرده که عروسش یهو نره خونه پسر بی لیاقت هردمبیلش.

- ترانه چی شدی که جدا شدی؟ به قول خودت یه سال ساختی، یهو چی شدی؟

- صبر هم حد داره. حد که پر میشه، میشه داد، میشه کینه. نتونستم، اون حد نذاشت.

دستمو آروم فشرد. نگاه خوشگل پر اشکشو به سقف دوخته و گفت:

- فرهاد چه کردی؟

کجاست اون ناجی افسانه ی دیروز؟ جوونمرد محل ما یه نامرده!





***

مهديس دست دور بازوي حسام انداخته با اون لبخند محو مونده رو صورتش به نسترنِ خوابيده رو تخت نگاه كرد و گفت:

- آخي ... حالا يهو واسه بچه دار شدن بعدش مشكل پيش نياد؟

اخم خاتون تو هم كشيده مهديسو نشونه رفت و گفت:

- ترانه پيش نسترن مي مونه. بقيه بهتره برين. انگار اومدن مهموني!

گلرخ جون پتو رو روی نسترن بالاتر كشيد و با لبخند مهربونش منو هدف رفته، گفت:

romangram.com | @romangram_com