#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_332
باز منو به خودش فشرد و کنار گوشم گفت:
- دیوونتم خانومم.
بار دگر گرفتمت بار دگر چونان مکن
قطره اشکم رو بازوش چکید. تو بغلش بیشتر فشرده شدم. دلم از اون بوی اوفریا هم خورد. خودمو عقب کشیدم و چشمای اون باز شده و با همه ی خماریش تو صورتم خیره گفت:
- چیه خانومم؟
بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
از تخت پایین اومده، بی خیال نگاه مات شدش رو کاناپه جلوی تلویزیون زانو تو بغل نشستم با اون لباس مردونه ی اون و باز بوی اوفریا تو بینیم پیچید.
- ترانه چی شده؟
قطره اشکم باز چکید.
romangram.com | @romangram_com