#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_331
- جانم؟ الان می رسیم. هیچی نیست.
منم و آرزوی جمله آخر مرد کنار دستم؛ منم و لرزش دستام؛ منم و خاطرات چند سال پیشِ کنار ذهنم خاک خورده؛ منم و دل رخت شورخونه شدم.
***
دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
سرش تو گودی گردنم مونده. بوی اون اوفریای چند ماهه کل لباساشو برداشته. بوی ودکای قاطی اون بوی اوفریا تو بینیم رفته.
باده ی خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای...
***
اشک تو چشمم دو دو زده. سرمو کنار کشیدم و زیر لب گفتم:
- عاشقتم.
دوش شراب ریختی از بر ما گریختی
romangram.com | @romangram_com