#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_321
منو از اين عذاب رها نمي كني
- حسام بي خيال شو. خراب نكن. آيندتو فداي من به چشم برادر بهت نگاه كرده نكن. حسام اين راه تهش بن بسته.
- من بازش مي كنم. دلمو قرص كن به موندنت. به هميشه بودنت دلمو قرص كن.
تمام قلب تو به من نمي رسه
خودمو كنار كشيدم و جلوي اون پنجره هاي بزرگ طبقه بيستم وايساده، گفتم:
- يه روزي واسه رسيدن به اوني كه دوسش داشتم از همه چي گذشتم. اون واسه من حتي از خودش هم نگذشت.
- واسه تو از خودم كه سهله، از دنيا مي گذرم.
- چطور باورم بشه اين عشق افلاطونيت رو؟ تويي كه تا ديروز چزونديم و راه به راه متلك بارونم كردي؟ مرد جماعت لياقت اعتماد نداره.
- با يه چوب نرون. من امروز اين جا وايساده پام كه رسيد ايران يه هدف داشتم؛ وايسادن جلو خونواده واسه ازدواج با تويي كه از بچگي تو گوشم خونده بودن عروسته! تويي كه سوگلي آقابزرگ بودي و نفس همه به نفست بند بود. مي گفتم نمي خوام، اين دختره لوس رو نمي خوام. پام رسيد ايران ميون همه كه چشم چرخوندم تو نبودي. توی نافت واسه من بريده نبودي. اومدم خونه نبودي، رفته بودي. دو سال نبودي. خيالم كه از نبودت راحت شد پرسيدم كه چرا نيستي. مهسا مي گفت خون جگر خورده؛ مهديس مي گفت مطلقه؛ مامان مي گفت ترانه ی طفل معصوم و تو نبودي. وقتي برگشتي نگام هم نكردي. اومدي شركت نگام هم نكردي. ترانه من تو اين نگاه نكردنت سوختم؛ تو اين نديده شدنم سوختم.
- پس بحث ديده شدنه. تو كه عقده نداري، يه دنيا نگاشون بهته. كم نيستن اونايي كه منتظر يه گوشه چشمتن.
- فعلا كه ماييم و انتظار واسه يه گوشه چشم شما.
romangram.com | @romangram_com