#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_320




با سر انگشت قطره اشكو گرفتم. سرمو بردم كنار گوشش و اون عطر اوفرياي گرم زنونه مثل اين چند وقته تو بينيم پيچيد و گفتم:

- عاشقتم!

دستش محكم تر شد و بغض من بيشتر.





تو حتي از خودم بهتر غريبي هامو مي شناسي





***

تقه ام به در رو شنيد. خودش در رو باز كرد. از جلوی در با اون چشماي سرخ كمبود خواب دار كنار رفت و گفت:

- عادتته دير كردن؟

با فاصله ازش وايسادم، نگامو بند پاركت كف اتاق كردم و گفتم:

- چي كارم داري؟

فاصله رو طي كرد، دستاشو سنگين كرد رو شونم و كنار گوشم گفت:

- دلم تنگت بود.

نگاهم گردش يافته تو اون همه سرخي بي خوابي كشيده نشست و لرزيد.



romangram.com | @romangram_com