#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_319


بوق قطع تماس و چشام گشاد شده و پالتومو از رو تخت سايه چنگ زده و از رو تراس يه متري پريده.

پر حرص نگامو دادم به اون همه استيل جذابيت و اخمامو با آخرين توان تو هم كشيدم و گفتم:

- مسخرشو درآوردي!

قهقهه ول داد و باز از اون اسلايداي مست، ولي جذابشو اومد و گفت:

- ترسيديا!

مشت آرومم تو بازوي عينهو سنگش فرود اومد و گفتم:

- گمشو پررو!

دستش دور كمرم حلقه شد. قدماشو باهام طرف ماشين تنظيم كرد و كنار گوشم با اون بوي شامپاين هلوی قاطي سيگارش گفت:

- كسب اجازه شدين از مادر شوهر خانوم.

- عادت داري به آبروريزي؟

- عادت دارم به خانومم.

آره جون خودت! تویي و امشب مستت؛ تویي و امشب و فردا يادت رفته؛ تویي و من دلخوش فقط به همين شب.

- نبينم ترانه خانوم قهر باشه.

صورتم طرف ديگه گرفته شد و اون نديد قطره اشك چكيده رو گونمو.





بازم چشمامو مي بندم كه خوبي هاتو بشمارم



romangram.com | @romangram_com