#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_303
- جرات داري يكي از اين كلمه هاي امشبم يادت بره! ترانه تو مخت فرو كن من امشب هوشيارتر از هميشه دارم بهت ميگم كه تو واسه من همه چيزي و من به همه چيزم مي رسم!
- حسام تو مي فهمي چي ميگي اصلا؟ من ترانم، دختر عموت! يه دختر مطلقه که چند وقتيه از فاميل طرد شده. همون كه سوگلي آقابزرگه؛ همون كه ازش بدت مي اومد؛ همون كه يه طفيلي بود واسه خونواده! تو نمي فهمي چي ميگي.
لرزش صدام و فشردگي بيشتر چونم ... امشب چه شبيه! چشماش تو صورتم چرخ زد. لبخندش دوباره رو صورتش چتر انداخت و با اون ولوم مخصوص امشب گفت:
- باورم كن، ترانه يه بار باورم كن. من حسامم؛ تو اين لحظه، تو اين ساعت، تو اين ماشين دارم بهت ميگم نفسم شدي. نفسم بمون زمين و زمان رو واست به هم مي دوزم. تو فقط باورم كن. ترانه كم نيستم تو حقيرم نكن، دست رد نزن، مسخرم نكن. دِ لعنتي چجور بگم چند ماهه دارم با خودم كلنجار ميرم كه يه بار اين دهن لامصب وا بشه و بگم مي خوامت، همه جوره مي خوامت! ترانه واسه تو اگه كم هم باشم خرابم نكن.
ليوان چايي روي داشبورد و من خيره به تاريكي رو به روم، تاريكي چند تا نقطه نور روشن دار. حسام ديوونه شده. حسام و من؟ حسام و ترانه؟ ترانه و حسام؟ نمي خونه، نه نمي خونه. من چه مرگمه؟ من كجا اشتباه كردم؟
- مي خوامت.
لبم ميون دندونم گير كرده، گفتم:
- چقدر؟
خنديد، بينيمو فشرد و گفت:
- سر كارم نذار بچه.
- گفتم چقدر؟
- تو چقدر؟
- قد همه دنيا.
- بيشتر از دنيا!
دستم روي دست روي دنده موندش نشسته، گفتم:
- دوست دارم.
خنديد و گفت:
- مي دونم.
romangram.com | @romangram_com