#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_302
- تو فرض ديوونگي بذار، ولي ديوونگيشم عالمي داره.
آب دهنم تو دهنم ماسيده. گفتم:
- حسام چي مي خواي بگي؟
بيشتر طرفم خم شده. صورتش تو پنج سانتي صورتم وايساده. نگاش كل صورتمو بالا پايين كرده، گفت:
- يه نگاتو بهم بده دنيامو بهت بدم. خيلي مي خوامت!
گرماي نفساش رو صورتم، تن آروم صداش و لحن عجيب مختص امشبش ... دل من پيچ خورده، دهنم تلخ شده و شقيقم نبض گرفته.
- حسام شوخيه نه؟ مسخره فكر كن يه درصد منو بخواي!
فاصله پنج سانتي به دو سانتي صورتم رسيده و نگاش ميخ كنج لبم شده. گفت:
- من شوخي ندارم ترانه؛ عادت كن به اين كه خواسته ی من باشي.
خودمو عقب كشيدم. ترسيده از اين همه نزديكي و نفس گرم پخش شده رو صورتم. خسته از اين كشمكش عقل و وجدان با همون صداي ويبره دار مختص اين دقايق گفتم:
- تو ديوونه شدي!
- ديوونه ی تو! ديوونه حقم! ديوونه تویي كه بايد مال من باشي.
مال تو؟ مال حسام؟ امشب چه خبره؟
- حسام اين مسخره بازيو تمومش كن.
- تازه داريم به جاهاي خوبش مي رسيم. تو از اول واسه من بودي، بايدم مال مني باشي كه اين همه وقته واسه يه بار آدم حساب كردنم به در و ديوار زدم تا ببينيم. من ازت نمي گذرم. مي خوامت خيلي هم مي خوامت!
دستاي لرزونم، ليوان چايي يه قلپ خورده و حسام خيره بهم؛ داغوني از اين بالاتر؟ حسام و منو خواستن؟ حسام و من مال اون؟ مال اون؟ عشق هم مدل خاندان فرزيني؟ نه، من اين خواستنه رو مخم راه رفته رو نمي خوام!
- امشبو فراموش مي كنم، تو هم فراموش مي كني مطمئنا. يه چي زدي حاليت نيست داري چي بلغور مي كني. امشب مزخرف ترين شب اين چند سال بود!
چونم ميون انگشتاش گير افتاده. رخ به رخش شدم و اون با اون همه دندون كليد شده يه دست غريد:
romangram.com | @romangram_com