#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_286


- هر مردی با مهسا می تونه خوشبخت بشه. مهسا چی؟ می تونه با تو خوشبخت بشه؟ دوست داری مهسا هم تکرار من باشه؟

- منو با کی مقایسه می کنی ترانه؟ این قدر تو چشمت حقير شدم؟

- حقیر نشدی؛ تو هنوزم برام همون شادمهری که همیشه واسم عزیزه، ولی شادمهر فرق تو و اون شوهر من ملاکتونه. ملاک اون پول بود ملاک تو شادی؛ حالا خودت کلاهتو قاضی كن ببین بين تو و اون به جز ملاکتون فرقی هست؟

ترمز دستی رو کشیده نگاشو به ته کوچه داد و گفت:

- ممنون بابت یکی کردنم با اون شوهرت. ترانه حرفات زور دارن، خیلی زور دارن! بهشون فکر می کنم، ولی قول نمیدم که مهسا رو بی خیال بشم. باز میگم مهسا واسه من همون ایده آلیه که همیشه دنبالش بودم.

از ماشین پیاده شده سر کردم تو شیشه ی پایین داده و گفتم:

- حرفام همون یاسین بود دیگه نه؟

لباش کج شده واسم استیل خنده اومد و من حرص زده باز گفتم:

- همون خری هستي که بودي!

قهقهه ول داده و گفت:

- برو، سردته می چایی.

اینی که من دیدم تا ته این ماه عروسیش هم به راهه. تجربه ثابت کرده حرفای من همون یاسینه که کلهم آدمای اطرافم بابتش خریت ول می کنن و منم دم گوششون هی می خونم.





***

از كنار مهندس کاویان گذشته لبخندشو جواب دادم و باز درگیر این مساله شدم که اگه همه دخترای دنیا یکی یه مهندس كاویان گیرشون می اومد چه خوشبخت بودن.

تقه به در زن وارد شدم و حسام سر از لپ تاپش در آورده، گفت:

- دیر کردی.

romangram.com | @romangram_com