#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_287
- مشکلیه؟
لبخندشو خورد و گفت:
- حالا پسرعموتم دلیل نمیشه استفاده ابزاری کنی شما.
- مشکلیه؟
این بار خنده ی خوردش شد لبخند و گفت:
- بیا بشین. چی می خوری؟
- واسه چیزی خوردن نیومدم، فایل محاسباتیو آوردم.
- این پروژه امیرعلی هم انرژی همه رو گرفته.
- من که عاشقشم.
- دقیقا عاشق چی؟
خندیده، رو مبل لم داده، پا رو پا انداخته و گفتم:
- بی خیال. گلرخ جون خوبه؟
- گلرخ جونم خوبه. نگفتی عاشق چی؟
- حسام من دیگه برم، پس این فلش خدمت شما.
از جا بلند شده رفتم طرف در. دستم کشیده شده و برگشتم طرفش.
- گفتم عاشق چی؟
- به تو چه؟
قدم به قدم جلو اومده، قدم به قدم عقبم برد. چسبیده به دیوار سر بالا کرده و گفتم:
romangram.com | @romangram_com