#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_280


***

جبر دماي هوا با بعد از ظهر زمين تا هوا تفاوتش بوده و حاكم شده شالو بيشتر دورم پيچيدم.

- اين جا چي كار مي كني؟

ترسيده دستم چسبيده به قلبم، ولي نگامو نكندم از اون همه آب رقصيده زير نور ماه.

- عادت داري مزاحم خلوت كسي بشي؟

كنارم رو تخته سنگ نشسته. نگاشو به جا اون همه رقص زير نور مه خيرگي نيمرخم كرده و گفت:

- تو هم عادت داري شب و نصف شب از ويلا بزني بيرون؟ بايد دست و پاتو به تخت بست؟

طنزي لحنش ديگه چه صيغه ايه؟

- تو چرا شبگردي مي كني اون وقت؟

- فكر كن از سر بي خوابي.

- يا شايدم به هم زدن خلوت يكي.

- خلوت كني كه چي بشه؟ تو گذشته دنبال چي مي گردي؟ چرا به آيندت فكر نمي كني؟

- آينده رو كي ديده كه من نوعي بخوام بهش فكر هم بكنم؟ گذشته ی آدماست كه آيندشونو مي سازه. چرا به گذشته فكر نكنم؟ وقتي گذشته برای آدم يه چيزاي حل نشده داشته باشه فكر درگيرش ميشه. گذشته، خوب يا بد مال منه.

- خاكستر زير و رو كردن نداره.

- چه اصراريه زندگي دو ساله منو خاكستر بدوني؟

- چون آتيشت زده؛ چون خاتوني رو آتيش زده كه اشك ريختنش فقط واسه توئه. ترانه خاكستره، خاكستر. باور كن اون زندگي تموم شد.

- منم نگفتم تموم نشده فقط ميگم فرار كردن از گذشته هيچ فرقي با ترسيدن ازش نداره. من و شوهرم ...

- شوهر سابقت، مثلا شوهر سابقت!

romangram.com | @romangram_com