#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_281
- باشه بابا فهميدم نكته سنجي! من و به قول تو شوهر سابقم تونستيم با همه ی سختيا رو پامون وايسيم؛ شايد جدا از هم ولي تونستيم. زندگي با اون هر بدي كه داشت اين خوبي رو داشت كه به من ياد داد همه زندگي خونه باغ آقابزرگ و اتاقِ همه چي تموم من و تختخواب گرم و نرمش نيست. زندگي رو ميشه ساخت حتي با جيب خالي! سختي داره ولي مزش بيشتره، قدرش بيشتره.
- آرماني نشو ترانه. تو همه ی زندگيتو كردي اون دو سال نحسي كه با اون مرتيكه لجن زير يه سقف زندگي مي كردي. ولش كن، خاطراتشو ول كن.
- به تو چي مي رسه بابت اين ول كردن من؟
- فراموش كردن اون عوضي واسه من خيلي مهمه، خيلي! هنوز بچه اي ترانه، خيلي بچه بابت اين كه بهت حالي كنم پشت حرفام چيه.
- بگو، نكنه دري به تخته خورد و بابت حرفات بزرگ شدم.
- نه، نه حالا كه عين ديوونه هاي شبگرد خيره شدي به اين خليجي كه نمي دوني چي ازش مي خواي. فقط اينو بدون من اگه دست بذارم رو چيزي اون چيز بي برو بگرد بايد مال من بشه.
- مثل فاروق خان.
- من مثل هيچ كس نيستم. من حسامم، حسامي كه اگه يه بار گذاشت حقشو بگيرن دفعه دومي ديگه نداره. من به همه ی چيزايي كه مال منه مي رسم اينو يادت باشه! حالا بلند شو سرده هوا.
دستم تو دست بزرگ دراز شده ی طرفم گم شد. گرم شد، كشيده شد و فشرده شد. حسام تو چته؟ حسام اين روزا چشه؟ حسام مي ترسونيم. ندونستم چي شد، اما توي هر لحظه گير كردم. بابت همه نزديكيام مي ترسونيم. ندونستم چي شد، اما توي هر لحظه گير كردم. حسام داري چي به سر همه و من و خودت مياري؟ ندونستم چي شد، اما توي هر لحظه گير كردم. هميشه قصه سرعت بود، ولي انگاري دير كردم.
***
دندونام تو نبردي برابر، تن به تن و زور آزما به جون هم افتاده شاهد قدم زني اون دو تا كفتر ارواح خاك در خونه جفتشون عاشق بودن كه دست شادي نشسته رو شونم صداش تو گوشم مته وار فرو رفت:
شادي - مي بيني تو رو خدا چقده به هم ميان؟ ايشاا... مهسا بشه زن داداشم. واي اگه بشه چي ميشه؟
- نپكي از خوشي!
خنديده، باز رفت طرف شيشه هاي آكواريوم و من هر چي خط و نشون تو بيست و سه سال زندگيم بلد بودم واسه خانوم و آقاي نيش چاكيده و قدم زده اي كه معلوم نيست چطور بعد از اون همه پاچه گيري نرم برخورد مي كنن با هم كشيدم و سريع يه دو تا فحش ناموسي ملس دست اولي هم بارشون کردم. مهسا رو من نكشم كه ترانه فرزين نيستم جون داداش! شادمهر هم كه ديگه خودش بره بميره. والا!
- چيه تو لكي؟
- هيچي بابا.
- همون قضيه از دنده چپ بلند شدنه ديگه نه؟
- تو اين جور فكر كن.
romangram.com | @romangram_com