#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_243
ـ اين دل دختراي فاميل ما هم آدم وار نيست. تو لعن و نفرينش نكن، درست ميشه.
ـ درست شدنشو مي ترسم عاقبتش بشه تموم شدن.
ـ بده تموم شدن؟
ـ آره واسه اولين بار من بده. آدم هميشه دوست داره اولين بارش بهترين بارش باشه.
ـ بس كه اين آدم خره. من يه بار تا ته اين اولين بار رفتم؛ فقط راهه. ته نداره، يه جور بن بست بي تهه، آدم خسته كنه، دل كندن و دل بريدن مياره. يادته بهم مي گفتي من تو شوهر شانس آوردم؟ شايد واسه همه بهترين بود. مغرور، جذاب، خوشتيپ، خوش استيل، خوش قد و بالا، با كلاس و وضع مالي توپ؛ ولي از دو ماه بعدش شروع شد. مهسا نمي خوام شادمهر جذاب من بشه همون بعد از دو ماه شروع شدني كه من تجربه كردم.
ـ چيو تجربه كردي؟
ـ اين كه من دستگاه پول ساز قرار بوده باشم و نشدم. اين كه شوهرم اگه ازم جدا مي خوابيد دليل جنتلمنيش نبود، مي خواست هم بار عذاب وجدانشو كم كنه، هم اين كه از من خوشش نمي اومد. اگه گاهي هم خوب بود و با دل من راه مي اومد دليل محبتش به من نبود، دليل از دنده راست بلند شدنش و حول و قوه الهي بود و بس؛ وگرنه ترانه كجاي اون دل دراندشت جا داشت؟ مي دونستم ميان و ميرنا؛ ولي كي بود كه به روی خودش بياره؟ مي دونستم شوهرم يه سر داره و هزار سودا؛ ولي كي به رو خودم آوردم؟ اون قدر كبك شدم و سر كردم زير برف كه سر بالا آوردم ديدم يه تينايي هست و سوگلي شده واسه آقا. يه تينايي هست و جاي همه نبودناي ترانه رو داره تو خالي بودناي زندگي آقا پر مي كنه. سايه راست مي گفت، آدم بايد لياقت داشته باشه. من لياقت سوگلي بودن تو نوه هاي فاروق خانو نداشتم، من لياقت هيچيو نداشتم. من فقط واسه اون از همه خوبياي زندگيم دل كندم. اين دل كندن بهاش سنگين بود. سنگين تر از همه تاوانايي كه تا حالا دادم. درد من يه مهر طلاق تو شناسنومم نيست، درد من يه چيز ديگه س. يه چيزي که دو ساله شده هم درد خاتونم و خون دلي واسش آورده. مهسا من اگه ميگم شادمهر نه، واسه خاطر اين نيست كه پسر بدي باشه، نه به خدا؛ فقط به نظر من شادمهر با اين همه دختري كه دور و برشه اهل تنوعه و دلش به يكي گرم بشو نيست. ذاتشه، ولي بازم نااميد نشو. اگه اين اولين بار قسمتت باشه قسمتت ميشه.
يه لبخند جاي اون همه بغض غوغا شده تو چشماش نشست و باز روز از نو روزي از نو رو شروع كرد و پلاس شده جلو آيینه بساط پهن كرد. آخه توی نازپرورده عمو فريبرزو كه هيشكي بالا چشمت چهار تا شاخ ابروئه رو نقل قول نكرده رو چه به شادمهر قلدر زبون نفهم ما؟ والا.
***
شادي نيش چاكوند و چشم دو سه باري مل مل داد و دو تا دستو تو هم گره زده زد زير چونه و منو خيره خيره نگاه كرد.
شادي ـ نوبت توئه ترانه جونم.
ترانه جونت بي جون بشه از دست شما جماعت نسوان نامرد نالوتي دودره باز.
مهسا ـ بچه راست ميگه. نوبت توئه.
ـ بابا نامرديه، شرطاي شما راحت بود.
نسترن ـ ده بار با پاشنه كفش زدن تو ملاجم آسون بود؟
مهسا ـ يا پا برهنه از سر خيابون تا رستورانو پياده اومدن جلو ملت؟
romangram.com | @romangram_com