#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_241


فاصله رو به يه قدمي تقليل داد و نگاشو تو صورتم چرخوند و تو چشام قفل كرد و گفت:

ـ جذاميم؟ ترانه از قايم موشك بازي خوشم نمياد. حاليته؟

ـ ديوونه شدي حسام؟ چته امروز؟

ـ من چمه يا تو؟ قرار بود رفيق باشيم. قرار نبود؟

ـ نه نبود. قرار بود دشمن نباشيم. من از آدمايي كه دنبال منفعت خودشونن متنفرم. اون گردنبد كادو دادتو هم برمي گردونم.

اخم تو صورتش قد علم كرد و يقه مانتوی پاييزه ی شكلاتيم تو دستش گير افتاد. صورتش تو پنج سانتي صورتم قرار گرفت و من چشم گشاد كرده خيره شدم به اون جذابيت چشم باريك كرده از شدت عصبانيت. از بين دندوناي كليده شده اش غر زد.

ـ بدم مياد بد باهام حرف بزنن. نشنيده مي گيرم زري كه ناخواسته زدي. بچگي كردي ازت مي گذرم. دفعه ی دوم ...

قل زد، همون خشم نوه فاروق خان فرزيني تو تنم قل زد. صدام افتاد تو سرم و دستام چسبيد به دستاش و انداختنشون.

ـ دفعه دوم مثلا چه غلطي مي كني؟ دور برت داشته چرا؟ منو چي فرض كردي؟ نه قربونت، من اون توسري خوري كه تو فكرته نيستم. جنتلمن بازيات هم فدا اون دافاي نكبتت بكن.

پوزخند رو لبش شد لبخند و نگاش بالا تا پايينمو اسلوموشني وجب كرد.

ـ نه، خوشم اومد. بچه ی فرديني ديگه؛ ولي يادت بمونه اون كادو واسه خاطر چزوندن كسي نبود. خوش ندارم كادويي كه مي خرم از ياد كسي بره.

رو پاشنه ی پا چرخيد و همون جور سنگين دست تو جيب برده قدماش برداشته شد طرف در و دستش رو دستگيره مونده گفت:

ـ در ضمن، بهمن داره يه غلطايي مي كنه. يه ندا به آقابزرگ بده. بابا هنوز نمي دونه دو دو تا چهار تاي بهمن يا ميشه پنج تا يا دو تا و نصفي. آقابزرگ بايد از پس اين مردك بربياد. ترانه كولاك كردي. خونواده بايد منتظر كولاك بعدي باشه.

گفت و در پشت سرش بسته شد. كولاك بعدي؟ هواشناسي شده يارو؟ ديوانه. شادمهر ميگه دوري كن يه چي حاليشه كه ميگه.





***

نسترن دراز كش رو مبل كانال ماهواره بالا پايين مي كرد و از غم دوري شوهر فقط يه صبح تا شب ماموريت داشته و ما رو علاف خودش كرده آه مي كشيد. مهسا قره قروتو يه چشمي تو دهنش تابي داد و بعد يه قورت مشتي و گفت:

romangram.com | @romangram_com