#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_234


ـ بگو جون ترانه؟

ـ جون تو كه حالا مهمي نيست؛ ولي جون خودم آره. از قبل شما من و شادي هم به نوا رسيده ايم امشب.

ـ نپكي شما.

ـ نترس شما.

ـ پس چند ساعت ديگه مي بينمت.

ـ دير نكنيا، با تاكسي هم مياي.

ـ چشم، مرخصم؟

ـ مرخصي فعلا.

ـ بچه پررو.

از آسانسور پياده شده راه خروجي رو پيش گرفتم و جلوي شركت منتظر تاكسي وايسادم. ماشينش جلو پام زد رو ترمز و شيشه طرفش پايين داده شد.

ـ بيا بالا مي رسونمت.

ـ ممنون، كار دارم خودم.

ـ كارتم انجام مي ديم. ميگمت بيا بالا.

دستم طرف دستگيره رفت و خودم رو صندلي جلو كشيده شدم. نگاش هم نكردم.

ـ كجا ميري؟

- فعلا خونه.

ـ فعلا؟

ـ اون وقت اين لحن سواليت يعني چي؟

romangram.com | @romangram_com