#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_215


ـ جونم؟

ـ اشتباه گرفتم، ببخشيد.

ـ مهسا ديوونه شدي؟

ـ آخه نه كه تو كلا بي شعوري، فكر كردم اشتباه گرفتم.

ـ زهرمار، سلامتو خوردي؟

ـ سلام آبجي، چطوري؟

ـ خوبم، چي شده ياد ما كردي؟

ـ هيچي بابا، گفتم فردا داره پول دستت مياد، چتر بشم سرت، نگي اين دختره معرفت حاليش نيست.

ـ آخه فردا من ...

ـ ترانه مامان داره صدام مي زنه. قرارمون فردا ساعت پنج جلو شركت.

ـ مهـ ...

بوق قطع تماس و شماره گيري سريع من و"مشترك مورد نظر خاموش مي باشد." مهسا وقت چتر شدن عادتشه گوشي خاموش كردن. چه با هم هم هماهنگن جفتي. هر دو تا فردا ساعت پنج جلو شركت. حالا اينو كجا دلم بذارم؟ دستم رو كانتكت شادمهر لغزيد و گوشي به گوشم چسبيد.

ـ الو، باز چيه؟

ـ ميگم شادمهر جونم ...

يه صداي ظريف پاك كن شد واسه آخر جملم.

ـ شادمهر، عزيزم كيه؟

جواب شادمهر هم كه ديگه سوت قطار كرد اين مغز ما رو.

ـ خواهرمه، بگو ترانه، وقت ندارم.

romangram.com | @romangram_com