#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_214
ـ نه، خوشم اومد. همچين زيرپوستي دوست داره. من كه ميگم تا تو اين خونه اي، نمي خواد ازش بيرون بزني. صاحبخونت شناخته شده س و تو هم راحتي. فعلا يه ماشين واجب ترته و به قول اين جغله ما يه پاساژ درماني مشت.
ـ البته بدون تو.
ـ اتفاقا اون دفعه مزش هنوز زير دندونمه. كل كل با اون جيغ جيغو بد مدله به مذاقم خوش اومده.
دستم عرق كرد، شقيقم نبض گرفت، دلم به هم خورد.
ـ مهسا از اوناش نيست شادمهر. دورشو خط بكش.
ـ نه بابا، این قدرا هم عوضي نيستم كه با خودي جماعت تيك بزنم. خوشم مياد بچزونمش. جيغ كه مي كشه همچين جيگرم حال مياد.
ـ كارد بخوره به اون جيگر صاب مردت عوضي. مهسا هم وقت نداره تپ و تپ با گروه كر واسه سمفوني جيغ بياد. ديگه كاري نداري؟
ـ فردا دم شركت منتظر باش، ميام دنبالت که شب بياي خونه ما يه فيلم و شامي سه تايي دور همي خونوادگي بزنيم تو رگ.
ـ شام از تو.
ـ خدا پدر و مادر اوني كه رستورانو ساخت بيامرزه.
ـ نچ نچ، دست پخت خودت فقط.
ـ اون جيغ جيغو رو بيار، چشم.
ـ گمشو، اصلا نميام.
ـ چته ترش مي كني يهو؟ باشه بابا، اون آكله ارزوني خودت و ننه باباش. فردا ساعت پنج جلو شركت.
ـ اميرعلي هم مياد؟
ـ نه بابا، عمه خانومش از بلاد كفر اومدن، بچه دست به سينه آماده به خدمته. مي بينمت.
ـ فعلا.
گوشي همراه دستم پايين اومد و نگام به تيتر پاياني فيلم افتاد. شادمهر هميشه يكيو كه چشمگير مي كنه دل نمي كنه ازش. خاصيتشه. مهسا نبايد طعمه باشه، نمي ذارم كه باشه. باز گوشي تو دستم ويبره رفت. حلالزاده بودنش حتميه اين مهسا.
romangram.com | @romangram_com