#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_204


ـ كجايي؟

ـ همين جا، چي شد؟ قبوله؟

ـ يه چي هست كه آقابزرگ دل نمي كنه پولتو بده دست خودت. من اگه دست گذاشتم رو تو، واسه همه چي تموميته، واسه اينه كه عزيزي، واسه اينه كه ناف بريدم بودي و من حق دارم حق خودمو بخوام.

ـ نداري، حق نداري. واسه من شر و ور نباف. عزيزم درست، يادگار فردينم درست؛ ولي همه چي تموم ... نه، نيستم. يه مشكلي هست اين وسط كه بد خرابم كرده. در ضمن اگه همه چي تموم هم بودم، خودمو قاطي كثافت كاريات نمي كردم. اگه دلت مي خواد اخراجم كن.

ـ تو فقط مشكلت مطلقه بودنته. مهم نيست، اصلا مهم نيست، نه تو زمون حالا.

پوزخندم آتيشش زد و كوبوندم به در. درد تو كمرم غوغا كرد، پلكام به هم فشرده شد.

ـ د تو چه مرگته؟ مگه من كمم؟ چي مي خواي از زندگي؟ برو كلاتو بنداز عرش آسمون كه نگاه تو روت انداختم. واسه من دختر رديف مي كنه. من نمي خوامت واسه عروس خونم شدن، مي خوامت تا از سر باز كنم اون مهديس كنه رو.

ـ اشتباهت دقيقا همين جاست. من هرزه نيستم كه واسه خاطر يه عوضي تن به عروسك خيمه شب بازي بودن بدم.

قهقهش تو اتاق اوج گرفت. دل من گرفت. چقدر بدبختم. اينا واسه خاطر توئه، حاليته؟ اگه بودي هر كس و ناكسي واسه من شاخ و شونه نمي كشيد. رفتي و شاخ و شونه، شاخ شد و رفت تو دلم. دستش تو موهاش بود. دستم به كمرم بود، نگاش كلافه بود، نگام پر اشك بود.

ـ من متاسفم، خب عصبيم مي كني.

ـ دور منو خط بكش؛ فقط همين.

دستم رو دستگيره لغزيد و آخرين جملش هلم داد بيرون از اون فضاي خفقان.

ـ من و تو مي تونيم با هم به حقمون برسيم.

از اين حق من و حق تو عقم مي گيره. از اين حق من و حق تو دلم مي گیره. اين حقا خيلي وقته كه خورده شده. من به اين بي حقي تنها به دور از تو راضيم. منو قاطي اين حق و حقوقت نكن.





***

كيفم كشيده شد و منم پشت بندش كشيده شدم و گوشي تو دستم بيشتر مشت شد. نگام چرخيد رو صورت حسامي كه گوشي چسبيده به گوش و حرف زن، بي خيال نگاه فحش كش من به سر تا پاش مشغول حرافي بود. خواستم كيفمو از ميون مشتش آزاد كنم كه بيشتر كشيده شد و فاصلم به ميليمترش رسيد و تماسش قطع شد.

romangram.com | @romangram_com