#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_198
ـ ترانه، من مي دونم مسخره س. مني كه واسه هيشكي تره خرد نكردم، دل دادم به كسي كه آدم هم حسابم هم نمي كنه. من نفهميدم از كجا شروع شد. من اومدم خونت، با يه نگاه ديدمش، يه چي تو دلم ريخت پايين. تو گفتي شادمهره، دلم پيچ خورد. شادمهره، رفيق اون، گفتم يه حس مسخره س كه وقتي يه پسر خوش تيپو مي بيني سراغت مياد. نبود ترانه، شب خوابم نبرد. من سر رسيده به بالش و خواب هفت پادشاه، ببين اون شب خوابم نبرد. ترانه حرف من حرف امروز و ديروز نيست، حرف دو ماهه. مي بيني؟ تاريخشو هم خوب حفظم. حالا تو ميگي از سرم مي افته؟ واسه مهسايي كه اولين بار به قول خودت دلش سريده، از سر افتادن باعث و باني سريدن دلش راحته؟ نه، تو بگو راحته؟
ـ مهسا چرا انقده خر بازي از خودت ول مي كني؟
ـ خر بودن هم عالمي داره. نترس من جلوی اون كوچيك بشو نيستم. تو خودم ريختنو از تو خوب ياد گرفتم. من ياد ميدم به دلم كه خفه خون بگيره. خوبه؟
ـ آره، واسه تو خيلي خوبه.
اشك دویيد تو دو تا كاسه ی چشمش و سرش فرو رفت تو بغل باز شدم و هق هقش تو گلو گير كرد. مهسا من واسه خاطر خودت ميگم. خودي كه واسه من قد يه دنيا ارزش داره.
***
مهسا بيني چين داد و سر كرد تو گوشم و گفت:
ـ انقده بدم مياد از اين قرتي بازيا.
خندمو خوردم و نگام باز كشيده شد سمت سنگيني نگاه رو وجودم. يه پوزخند باز كنج لبش خودنمايي كرد و مهسا گفت:
ـ ميگما، بيا دودرشون كنيم بريم خونه ی تو. جلو ملت آبرومونو بردن.
ـ زشته.
ـ زشت عمه فرخنده س اگه رژ لب قرمز بزنه.
ـ كوفت.
ـ تصورش هم قشنگه.
ـ آخرش زشته يا قشنگه؟
ـ با شلوار جين يخي كه ديگه معركه س.
romangram.com | @romangram_com