#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_197
ـ چته دم به دقيقه عين عزادارا اشك مي ريزي؟
خودمو كشيدم كنار و بازم نگاه آقابزرگ به نزديكي من و حسام بود و بازم دل من شور زد.
***
سرمو كنار مهسا روي اون بالش قلبي شكلش گذاشتم و اونم كنارم دراز كشيد و گفت:
ـ هان؟ چيه؟
ـ مهسا؟
ـ جون مهسا؟ خب به من چه؟ به اين دل صاب مرده بگو. بگو اين پسره لياقت نداره، بگو اين پسره هوس بازه، بگو همه چي تمومه جز هوس بازيش، بگو د لامصب تو كه به دست و پات افتادن سر تر از اين، تو رو چه به اين پسره؟ بگو ترانه، بگو تا خفه خون بگيره، بگو تا نلرزه، بگو تا واسه هر برق نگاش جون نده، بگو تا واسه هر حرفي ازش صد تا رويا واسه خودش نبافه، بگو تا بدونه اين پسره دلش پيش تو گيره، گيره و واسه دلبري ازت هوسبازي مي كنه.
ـ چي واسه خودت بلغور مي كني؟
ـ دروغ ميگم؟ كدوم رفيق شوهر سابقيو ديدي كه همه كاري واسه زن سابق دوستش بكنه؟
ـ مهسا يعني اين قدر خري؟ شادمهر كثيف ترين پسر دنيا هم كه باشه، ناموس پرسته. خيال كردي خودم اولا بهش فكر نمي كردم؟ خيال كردي نپرسيدم؟ جوابم يه تو دهني بود و يه بغض. مهسا شادمهر با همه دبدبه كبكبش وقتي تهمتمو شنيد بغض كرد. شادمهر گفت من براش خواهرم. از همون وقتي كه اسمم قاطي صفحه دوم شناسنامه ی رفيقش شده، از همون وقتي كه پام رسيده به خونه رفيقش واسش شدم خواهر. قد شادي شدم همدم داداش، حاليته؟ يا يه تو دهني به اندازه ی همون تو دهني شادمهر بايد خرجت كنم تا دوزاريت بيفته كه اين پسره چشم به ناموس كسي نداره. حتي حالا كه ناموس رفيقش هم نيستم روم غيرت داره، هنوزم براش ناموس رفيقشم. حاليته؟ حاليته كه از سر شب تا حالا به حرمت رفيق به قول خودش آشغال به هر جنس مذكري كه نزديكم شده واكنش نشون داده؟ مهسا حرف من حس شادمهر به من نيست، حرف من برداشت غلط توئه. من اگه ميگم اين پسره نه، واسه خاطر خودم نيست. كي بدش مياد عزيز دلش بشه زن برادرش؟ مهسا حرف من شادمهر و اون هوس بازيشه. شادمهر و اون بي و بند و باريشه. شادمهريه كه اگه خودش با هرزه ترين زن شهر هم بخوابه، خواهرش حق نداره با پسر غريبه همسايه يه كلوم حرف بزنه. فكر كردي واسه چي برگشته ايران؟ يه ور قضيه شاديه و اين كه تو دل غرب بزرگ نشه، يه ورش هم منم كه تنها تو اين شهر دو ساله بودم و شادمهر دلش مثل سير و سركه جوشيده. مهسا شادمهر بهترين برادر دنيا هم كه باشه بدترين معشوقه ی دنياست. رفقا همه شكل همن؛ فقط شادمهر مرامش اون قدري بوده كه بازي با يه دختر نشه بازي با پول و احساسش. مهسا شادمهر واسه من بهترينه، واسه تو بايد همون بدترين باشه، حاليته؟
ـ من آره، اين دل صاب مرده نه.
ـ مني كه تو چشت بودم هم نمي تونه خفه خون بده اين دل صاب مرده رو. مهسا تو كه ديدي، تو كه اولين نفر ديدي بادمجون پا چشممو. تو كه تو بغلم گرفتي ديگه چرا؟ مهسا شادمهر لنگه ی اونه؛ فقط ناموس سرش ميشه. اونم سرش مي شد، خيلي هم سرش مي شد؛ ولي تهش چي شد؟ تو كه ديدي تهش چي شد؟
ـ ترانه، من ...
ـ يادت ميره؛ مثل من.
ـ يادت رفته؟ نه، جون مهسا يادت رفته؟
ـ وقتي مجبور باشي يادت هم ميره، گشنگي مي كشي و يادت ميره.
romangram.com | @romangram_com