#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_194


مهسا ـ خدا شانس بده، والا ما هم اگه اين جور شوهري داشتيم تكون نمي خورديم جون تو. بعد دلش خوشه كه هر كي مي بينش بهش ميگه "اصلا بهتون نمياد كه دو تا بچه به اين بزرگي داشته باشين."

ـ نپكي شما از حسادت.

شادمهر يه لبخند كنار لب زينت صورت داد و نگاشو سر تا پا دختري كه با لوندي از كنار ميزمون رد ميشد و دختره هم اسلوموشن با دست يه تيكه مو از رو صورتش كنار زد و من ديدم ... ديدم مشت مهسا رو، ديدم و نگام شد ناباور، ديدم و دلم لرزيد، ديدم و نگام شد نگران، ديدم و مهسا سر پايين انداخت، ديدم و شادمهر با يه با اجازه از رو صندلي بلند شد و رسم قديم و هميشگي به جا آورده رفت دنبال دختر كرم ريخته. دستم رو مشت مهسا نشست. دستم رو سنگ يخ مهسا نشست. مهسا تركستان منو ديدي و باز راه اشتباه اومدي؟ مهسا جان چه كنم با اين حجم رنگ پريدت؟ مهسا جان اين مشت و سنگ يخ حرف يه لحظشه با حرف بعدش كه ديگه ويروني.





***

يه تيكه جوجه كباب سر چنگال زدم و نگام رفت سمت مهساي بي خيال و به فرهاد و نسترن خيره شده.

ـ ترانه؟

نگام همون جور رو صورتش موند و مهسا يه نيش كش داد و گفت:

ـ اين حسامه مشكوك مي زنه. حاليته كه زياد دم پرت مي پره؟ كلا عجيبه؛ چون با فاميل جماعت زياد اهل تيك زدن نيست.

ـ شايد چون كارمندشم.

ـ بيخي دخي، اين پسره يه مرگيش هست. از من خواهرش مي شنوي رو بهش نده. شنيدي ميگن سلام گرگ بي طمع نيست، داداش منو همون گرگه تصور كن.

ـ عجب خواهر مهربوني.

ـ آره من نمي تونم تويي كه يه عمر باهات تو غم و شادي بودمو فدای يه نسبت خوني كنم. يادت باشه حسام هم فرزينه. بابای من و آقابزرگو نبين كه بعضي وقتا لي لي به لالات مي ذارن. اين پسره تا جايي كه سودش باشه با كسي خوب ميشه. ترانه غلط نكنم اين پسره يه نقشه اي تو كلشه. شصتم هم داره خبردار ميشه هر چي هست واسه خاطر اون ارثته. يه بار تا ته چاه با سر خوردي زمين، دفعه دومي اميدوارم وجود نداشته باشه.

ـ مهسا چته امشب؟ نه من ترانه ی خر چهار سال پيشم، نه حسام اون ديوي كه داري ازش مي سازي.

ـ هست ترانه، بدتر از ديوه. پاي منافعش وسط باشه بدتر از اون پسره بي لياقت مي پيچونت.

ـ اينو كه دستم اومده. به داداشت رفتي، دو تاتون تو زيرآبي رفتن استادين.

ـ ما غلام شماييم ترانه خانوم. تو نگي من كه مي دونم كي زيرآبي خوب مي رفت واسه قراراي عاشقانه.

romangram.com | @romangram_com