#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_154


ـ نمي خوام فوضولي كنم. هر چي هست و داره اذيتت مي كنه رو بريز دور و خودت شو. ترانه اي كه من ديدم چهار سال پيش وقتي فهميد وسط زندگيش تينايي هم هست پا همه چي وايساد. فكر نمي كنم معضل الانت به بزرگي معضل تينا باشه.

چه خوب كه ميون بداي زندگيم بدترينامو علم مي كنه و من دلم گرم ميشه كه زياد هم مشكلي ندارم.

ـ دلم واسه اون فرهاد بي معرفت تنگ شده. زن گرفته، نديد بديد ما از يادش رفتيم.

ـ لونج نكن، زشت تر ايني كه هستي ميشي. مردم برام دل مي سوزونن كه با چه عنتري اومدم ددر دودور.

ـ كوفت. اين شادي رفت بستني بگيره يا بسازه.

ـ هيچ كدوم. مي خوره و مياد. بچه به داداشش رفته، از يه سوراخ دو بار نيش نمي خوره.

نگام به نيمرخ جذابش كشيده شد و فكر كردم بعد از اون فقط شادمهر برام اوج قدرت بود.

ـ شادمهر؟

ـ هـــوم؟

ـ تو اين سه سال اون ور آب باب ميل پيدا نكردي؟

ـ من يه مرد ايرانيم كه فقط عاشق توليد ملي ميشم و به اين كشور وفادار مي مونم.

ـ بي شوخي گفتم ديوونه. نمي خواي دوماد شي؟ داره دير ميشه.

ـ گمشو بابا، كي حال و حوصله ی سرخر داره؟

ـ سرخري هم اگه باشه شما مردايين كه سر زنا سوارين. شادمهر تا كي مي خواي جووني كني؟

ـ تايم دقيق بدم يا حول و حوشي؟

ـ شادمهر!

ـ فعلا با شادي و اين آكله هايي كه ميان و ميرن خوشم. كيو پيدا كنم اين قدر با شعور كه شادي رو سرخر زندگي مشتركمون ندونه؟ فعلا تنها چيزي كه مي خوام اينه كه شادي خوش باشه.

ـ تو اين كه تو داداش فوق العاده اي هستي شكي نيست؛ ولي شادمهر به اينم فكر كن يه زن تو زندگي تو مي تونه براي شادي هم مفيد باشه. جاي مادر كه نه؛ ولي جاي خواهرشو بگيره. اون يه دختره، نمي تونه همه حرفاشو به تو بزنه.

romangram.com | @romangram_com