#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_132
ـ ولي به خدا خيلي خوشگله، تازه قيمتش هم خوبه.
ـ يه جور مي زنم تو دهنت دندون تو دهنت نمونه. تو چي كار به قيمتش داري؟ يه چي درست درمون انتخاب كن. ببين اون كت شلواره چه شيكه.
نگامو دادم به كت و شلوار پيشنهادي. الحق شيك بود. شكلاتي رنگ كه با كفشام هم همخوني داشت. اگه بحث لجبازي نخوام پيش بيارم، همين ميشه انتخاب اولم؛ البته باز هم يه كوچولو گرون بود كه به نق و نوق نشنيدن از مهسا مي ارزيد. با هزار تا پشت چشم نازك كني رفتم تو مغازه.
***
بيرون كه زدم با حرص يه سقلمه واسه نيش باز شادمهر اومدم و كيسه رو از دستش كشيدم و گفتم:
ـ كلا از بيرون رفتن با دوست دخترات خرج كردن براشونو ياد گرفتي؟
ـ من واسه يه دختر آويزون هيچ وقت پول مفت ندارم كه خرج كنم؛ ولي واسه رفيقم زندگيمو هم ميدم. حاليته جغله؟
سرم بالا اومد و دلم تو مهربوني قايم شده پشت اخماش گرم شد. شادمهره ديگه، منطق بي منطق. قدمامون طرف پاركينگ تند شد و شادمهر گفت:
ـ چيز ديگه نمي خواي؟
ـ نه بابا، فهميديم جنتلمني، ديگه بيشتر از اين ما رو خجل نكن داداش.
بينيمو با دو انگشت كشيد و من فكر كردم يه عمل بينيو تو اين وانفسا كم داشتم كه اينم از مرحمت حضرت آقا مشمولمون شد. با همه ی اين وحشي بازياش عزيزه.
***
نگاهي به ساعت مچي ماركدارش كرد و گفت:
ـ دقيق چهار و پنجاه و پنج دقيقه. آي دلم مي خواد ضايعگي اين دختره ی پررو رو ببينم.
romangram.com | @romangram_com