#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_108
جدي حرف زدنت نابود مي كنه. در حد آقابزرگ ميشي وقتي مي خواي حرفت كرسي نشين بشه مهندس. بيا و بگذر. من طاقت زير و رويي خاكستراي اين دلو ندارم، بي خيالم شو.
ـ از كجاش بگم؟ چهار سال پيش عاشق يكي شدم تو مهموني تولد مهديس و بعد هم پامو تو يه كفش كردم كه يا اون يا هيچكس. آقابزرگ هم گفت يا ارث يا اون. منم گفتم اون و زنش شدم، بعد فهميدم يه چيزايي اين وسط درست در نمياد. آقبزرگ يه چي حاليش بود كه اين جوري مي گفت. بعد هم با مهر طلاق برگشتم خونه آقبزرگ كه اون شرطو واسه ارث بابا فردين گذاشت.
ـ خلاصه و مفيد. يارو وضعش بد بود؟
ـ شوخيت گرفته؟ سرتر از همه مردايي بود كه تو زندگيم ديدم.
ـ ولي از مامان شنيدم واسه پولت مي خواستت.
ـ خبر داري از ثروت جداي از ارث و ميراث آقابزرگ كه بابام واسم گذاشته؟
ـ يه چيزايي از بابا شنيدم.
ـ تو يه دوره اي چند تا طلبكار داشته. روي اون پولا حساب باز كرده بود؛ ولي بعد تونست كله پاشون كنه و چند تا شعبه اون ور آب هم بزنه.
ـ خنده دار بود و خيلي ابلهانه.
ـ خب آره، براي مهندس فرزين همه چيز ابلهانه س.
ـ آره، من از اين عشقاي آبكي و دو روزه متنفرم. يه مرد هيچ وقت نمي تونه عاشق باشه، وقتي سرش گرم دو دو تا چهار تاشه.
ـ ولي يه زن مي تونه عاشق باشه، حتي وقتي دنبال اينه كه دو دو تاشو بكنه پنج تا.
ـ هر چيزي نيازمند منفعته، حتي ازدواج.
ـ اُه، يادم نبود مهندس تزاي خودشونو واسه هر چيزي دارن، حتي ازدواج.
ـ حداقلش طلاق گرفته برنمي گردم و واسه ارثي كه حقمه سگ دو نمي زنم.
زخم مي زني؛ اما از جذام بيزاري.
دلت گرم اين خرد كردنامه كه پوزخندت شده نيشخند؟ من يه روزي به همتون ثابت مي كنم حتي اون دو سال زندگيم هم بي ثمر نگذشته. نمي خوام، من اين بار تحقيرو نمي خوام. من نيشخند كنار لب هر كس و ناكسيو نمي خوام. دلم از همه اين نخواستنا پره. من كاسه صبرم و اين كاسه لبريزه.
ترمز دستي كشيده برگشت طرفم و نگاشو سوق داد ته كوچه و گفت:
romangram.com | @romangram_com