#بادیگارد_پارت_205
محسن: نه دیگه. حالا که دوتامون بدخواب شدیم من دلم هوس کرده بریم با هم یه کله پاچه بخوریم.
من: اِ، محسن حوصله داریا. بذار بخوابم بخدا گیج خوابم.
محسن: آوا، حالا یه روز من خواستم بریم بیرونا. نگاه داری چیکار میکنی.
به قیافش نگاه کردم، دلم نیومد باز مخالفت کنم. بلند شدم و رفتم سمت دستشویی.
من: باشه بابا، تو هم برو آماده شو.
مانتوی سفید با شال صورتی کمرنگ پوشیدم. حوصله آرایش که اصلا نداشتم. یه لحظه یاد شش ماه پیش خودم افتادم، دختری که مانتوهای تنگ می پوشید و همیشه کفش پاشنه بلند پاش می کرد، با موهای بلوند و ناخنهای فرنچ شده و هیچوقتم بدون آرایش بیرون نمیرفت، حالا شده اینی که توی آینه دارم تصویرشو میبینم. دختری با یه مانتوی سفید شیک اما بلندتر و گشادتر از قبل، موهای قهوه ای که حتی یه تارشم پیدا نیست، بدون آرایش و ناخنهاشم ساده و بدون رنگ. واقعا این من بودم که خودمو دوست نداشتم. محسن چشمهامو روی خیلی از مسائل باز کرد. عطر زدم و کیفمو برداشتم و رفتم بیرون.
محسن از پایین پله ها صدام کرد. رفتم پایین دیدم پولیور آبی نفتی با پالتو مشکی تنشه.
محسن: تو چرا چیزی تنت نیست؟ بدو برو یه چیز کلفت بپوش و بیا.
من: خوبه که، مگه چشه؟
محسن: آوا خانم، مثل اینکه میخوایم بیرون بشینیما. بدو برو که دیرمون شد.
من: همچین میگه دیرمون شد انگار اونا منتظر ما هستن بریم کله پاچه شونو بخوریم.
رفتم بالا و کاپشن سفیدمو که توی سفرمون به انگلیس خریده بودم برداشتم. یه شال گردن صورتی هم برداشتم و رفتم پایین. محسن توی حیاط بود. وای چقدر هوا سرد بود. زود سوار شدم و محسنم پشت سرم سوار شد. ضبطو روشن کردم و آهنگ مورد علاقه مو گذاشتم و صداشم زیاد کردم. همینجور بلند بلند با آهنگ میخوندم و واسه محسن ادا در می آوردم. محسنم میخندید. آهنگ که تموم شد محسن دستمو گرفت و گذاشت زیر دستش که روی دنده بود.
محسن: من توجه کردم تو همیشه هر احساسی که داری، یه آهنگ تو همون مایه ها رو گوش میدی.
من: آره، از کجا فهمیدی شیطون؟
محسن: یادته اون شب که دیوونه بازی در آوردی و قرص خوردی، یا شبایی که با بابات دعوات میشد یه آهنگی گوش میکردی که میگفت سر خاک مادر من.
من: آره، آهنگ آرومم میکنه. بدون آهنگ نمیتونم زندگی کنم محسن. حالا صبر کن واست یه آهنگی بذارم که حالشو ببری.
بعد شروع کردم توی سی دی ها گشتن، سی دی مورد نظرمو پیدا کردم و آهنگیو که میخواستم گذاشتم. آهنگ رپ گذاشته بودم که یکم سر به سر محسن بزارم. یکی از آهنگهای اشکین و علیشمس. به زور جلوی خندمو گرفتم.
شروع کردم با آهنگ خوندن: خوابم میاد، باز داره صدا میاد. خوابم میاد، یکی با ما راه بیاد. خوابم میاد، هی داره تک می زنه. آخه من دلم واسه دیدن تو لک می زنه. وای اگه بردارم هی می خواد تا صبح فک بزنه.
romangram.com | @romangram_com