#بادیگارد_پارت_164
باید به خدمتتون عرض کنم آقای عزت خان که من از شما متنفرم، هم از شما هم از اون آقای پرند بزرگ، شما باعث گریههای شبونهٔ مامانم بودید. شما مامانمو از مادر و خواهر و برادراش دور کردید. اینو هم بدونید که تا زنده ام شما رو نمیبخشم و شما باید با عذاب وجدانتون زندگی کنید.
عزت خان با حیرت داشت به من نگاه میکرد.
عزت خان: آوا جان بابا اجازه بده.
من: من دختر شما نیستم، نمیخواد برای کم کردن عذاب وجدانتون تظاهر کنید. هممون خوب میدونیم که توی وجود شما یه ذره محبتم نیست. لطفا از این خونه برید بیرون.
تند تند داشتم نفس میکشیدم، اگه به محسن تکیه نداده بودم همون اولش پخش زمین شده بودم. عزت خان رفت و درو محکم به هم کوبید. صدای قدمهای بابا که بهم نزدیک میشد رو شنیدم. با چشمهای پر از اشک بهش نگاه کردم. اونم چشمهاش خیس از اشک بود.
بابا با بغض گفت: فکر نمیکردم اینجوری ازم طرفداری کنی.
من: شما پدرم هستین و این وظیفهٔ منه که از شما طرفداری کنم. چون.... چون دوستون دارم.
با این حرفم بابا منو گرفت توی بغلش و به شدت گریه کرد. همینجور موهامو ناز میکرد و حرف میزد.
بابا: آوای بابا، خوشگلم. امروز بهم ثابت کردی که دختر مهنازی. مهناز میبینی دخترمون اینقدر بزرگ شده که از عشقمون دفاع کنه. دیدی جلوی عزت خان وایساد و از عشقمون گفت. وای مهناز من خیلی خوشحالم.
بعد صورتمو بوسید و زل زد به چشمهام. باز گرفتم توی بغلش.
بابا: آوا جان، ببخشید دختر گلم. ببخشید که بهت بد کردم. ولی برام سخت بود که بدون مهناز شما رو بزرگ کنم. من و مهناز نقشه ها برای شما کشیده بودیم. وقتی اون رفت منم باهاش رفتم. آوا قول میدم از این به بعد برات کم نذارم.
از بغلش بیرون اومدم و به صورتش نگاه کردم، با لبخند همینجور که اشکهاشو پاک میکردم گفتم: شما هم منو ببخشید که خیلی اذیتتون کردم، منم قول میدم که دختر خوبی باشم.
بعد روی پنجه های پام ایستادم و پیشونی بابا رو بوسیدم. واقعا دلم برای آغوش گرم و پر امنیت بابا تنگ شده بود. تازه فهمیدم که چقدر دوستش دارم و این همه سال داشتم خودمو گول میزدم که دوستش ندارم. ظهر وقتی که میلاد از سر کار برگشت و دید که من و بابا کنار هم نشستیم شوکه شده بود. بابا بلند شد و میلادو بغل کرد و باز آبغوره گرفتنمون شروع شد.
****
یه نگاه به محسن انداختم که داشت کتاب میخوند. بدجور حوصلم سر رفته بود. گوشیم زنگ خورد. کامی بود.
من: به، دوست جونی خودم. چطوری؟
romangram.com | @romangram_com