#بلو_پارت_404
«اخمی کرد و ادامه داد:» از این حرفا بزنی ناراحتم میکنی.
-توهم همش منو ناراحت میکنی.
باز زدم زیر گریه، دلم ازش پر بود. نمیتونستم مدلی که با ارسلان حرف میزنم با حاضرجوابی جوابشو بدم. جلوی رضا بی دفاع ترین آدم روی زمین بودم.
-من تا به خودم میگم نه سرکار نیستی، ببین رضا هم اومد دنبالت، ببین بغلت کرد، تو یهو حرفی میزنی که من مطمئن میشم که تو این همه سال صبر نکردی که حالا منو...
«با هق هقه ادامه دادم:» منی که....اون...اون کثافتا.....
رضا جلوی دهنمو گرفت و با صورت جدی و اخم گفت:
-دیگه این حرفو نشنوم باشه؟
«جدی گفت:» پگاه باشه؟
رومو ازش گرفتم و به بیرون نگاه کردم.
رضا-پگاه جان!
دستمو گرفت، دستمو از توی دستش بیرون کشیدم و بلند گفت:
-نوچ! پگاه! دوست داشتن من مدلش با دوست داشتن تو....
«بلند و با لج گفتم:» فرق داره فرق داره میدونم فهمیدم، تو مدل دختر عمو پسر عمو دوست داری ولی من دچار سوء تعبیر و سوء تفاهم شدم.
romangram.com | @romangram_com